X
تبلیغات
رایتل
سه‌شنبه 6 شهریور‌ماه سال 1386
۴. نیمه شعبان

میلاد با سعادت منجی عالم بر همه‌ی حق طلبان دنیا مبارک باد

 

بعد از اون این که هر سال این موقع داشتم توی میدون کلی فشفشه و ترقه می ترکوندم!!!! قاطی همه بچه ها اما امسال دپرس گرفتم نشستم اینجا دارم پست می نویسم.

صدای نارجک هاشون داره میاد. گهگاهی هم لطف می کنند و یه تکونی به شیشه ها می دند!!!

از موقعی قرار شده واسه ارشد حتما نامزد کنم بعد برم کلی تو خونه جنگ اعصاب داریم. البته من که کوتاه نیومدم. به زور می خوان زنم بدند!!!! خیال کردند. فعلا جنگ مقلوبه شده. یه آتش بس نسبی بر قراره. علی الحساب قرار شده هفته بعد پشم برم ثبت نام کنم تا ببینیم که بعدش چی می شه. شاید اصلا عمری باقی نبود.!

امشب مثلا الان باید توی عقد کنن باشم. عقد دختر داییم خدا خیرش بده زودتر شوهر کرد. کاش اون یکی هم شوهر می کرد یه نفس راحتی می کشیدم. من نمی دونم آخه بابام چرا این قدر اصرار داره؟؟؟ برعکس مادرم زیاد تفاوتی نداره براش.

تایپ پروژه مم شده یه درد سر کی حال داره بشینه ۶۰ صفحه تایپ کنه. گمونم این دو سه روز تعطیلی همش کارم همین باشه. توی خونه که حکومت نظامی برقراره بیرون هم که هر خبری هست امشبه تا ۲  ۳ ساعت دیگه سر و صداها می خوابه.

پیدا کرنه ساب ( معلمه جای گذین ) هم خودش درد سری شده ها امشب رو که از خیر عقد کنن کذشتیم ولی واسه ثبت نام حتما باید یکی رو پیدا کنم یه دو روزی جام بره. تازه هنوز تحویل پروژه و کارای فارق التحصیلی هم مونده. گندش بزنند. حس می کنم توی این یک ماه به اندازه کل دوره لیسانس کار ریخته سرم.

سرکار خانم خواهری غریبه خانم هم که لطف کردند توی پست قبلی شرمنده فرموده بودند. همین جا باز عرض تشکر دارم .

خب دیگه سرتون رو درد نیارم.

عیدتون خیلی مبارک باشه.

اگه دعا کردین ما دو نفر رو فراموش نکنین.

 

(؟)